تا گرم آغوشت شدم چه زود فراموشت شدم
تقصیر تو نبود خودم باری روی دوشت شدم
کاشکی دلت بهم میگفت نقشه ی قلبمو داره
هر کی زد و رفت و شکست یه روز یه جا کم میاره
موندن و سوختن و ساختن همه یادگار عشقه
انتقام از تو گرفتن کار من نیست کار عشقه
تبلیغات
شیفته ی تمام عشق های بی عاشق
دیری نمیپاید که قندیل میشوند... عجب سرد است هوای نبودنت.... او سراپا ادعا بود! کاش انکار نکند! عشقش را چشیدم طعم کشک میداد... گاهگاهی به یادت غزلی میخوانم.. تا نگویی دلم غافل از عهد و وفاست.. خوب رویان همه گر با دل من خوب شوند"خوب من.. با همه خوبان حساب تو جداست... نه هوای تازه و نه لباس نو می خوام حرمت نگه دار دلم !.........گلم...!.... کاین اشک ها خون بهای عمر رفته ی من است این سرگذشت کودکی است که به سرانگشت پا هرگر دستش به شاخه ی هیـــــچ آرزویی نرسیده است....... پس گریه کن مرا به طراوت.... به دلی که می گریست بر اسب واژگون کتاب طروق و تاریخش......... آری دلم .!....گلم .!.....این اشک ها خون بهای عمر رفته ی من است.....!!!! میراث من ..نه به قید قرعه..نه به حکم و عرف.. سند زده ام یک جا همه را به حرمت چشمان تو مهر و موم شده به آتش سیگارمتبرک ملعون که می ترکاند یکی یکی حفره های ریه هایم را تا شمارش معکوس آغاز شده باشد... کفایت می کرد مرا حرمت آویشن.... مرا مهتاب .....مرا لبخند..... و آویشن حرمت چشمان تو بود ..... نبود؟؟ پس دل گره زده ام به ضریح اندیشه ای که آویشن را می سرود.... مسیح در جلجتا بر صلیب نمی شد و تیرباران نمی شد لرکا در گرانادا در شب های سبز کاج ها و مهتاب... من در همین پنجره معصومیت آدم را گریه کردم.... دیوانگی های دیگران را دیوانه شدم.... تا کی مرا گریه کند..تا کی؟؟؟؟و به کــــــــــــــدام مرام بمیرد؟؟؟ آری دلم..!! گلم.!!... ورق بزن مرا.!!!...و به آفتاب فردا بیندیش که برای تو طلوع می کند..با سلام و عطر آویشن.... میراث من..نه به قید قرعه ..نه به حکم و عرف....سند زده ام یکجا همه را به حرمت چشمان تو... آری دلم .!!گلم.!!حرمت نگه دار..کاین اشک ها خون بهای عمر رفته ی من است... چه دیر میفهمیم ! برای کسی که خودش رفته... یک ثانیه دلتنگی هم زیاده.. هدیه دادن به کسی که لیاقت ندارد ناسپاسی از کسانیست که لایقترند... دلم تنگ شده برای آغوشی که خیلی هم مطمئن نیستم " مال من باشد" همه پل های پشت سرم را خراب کردم از عمد... راه اشتباه را نباید برگشت.. ♦♦♦♦ تا گرم آغوشت شدم چه زود فراموشت شدم تقصیر تو نبود خودم باری روی دوشت شدم کاشکی دلت بهم میگفت نقشه ی قلبمو داره هر کی زد و رفت و شکست یه روز یه جا کم میاره موندن و سوختن و ساختن همه یادگار عشقه انتقام از تو گرفتن کار من نیست کار عشقه
ولی لحظه هایی دارم سرشار از تو
....
درست است که تو را ندارم ،
ولی چشم هایی دارم که به یادت بی اختیار می شوند،... خیس لحظه های با تو بودن
...
درست است که تو را ندارم ،
ولی لبخندهایت که یادم می آید ، شده اند عامل خنده هایی که همه مرا بابتشان، دیوانه ام می خوانند
...
درست است که تو را ندارم ،
ولی
ولی
خدا را که دارم ، همان خدایی که ....
تو را
دارد !!!!!
...
...
می دانم
احمقانه است
ولی
فکر می کنم اینگونه
تو را دارم ....
گرچه دیگر خودم را ندارم ...
نبسته کس به من دل
چو تخته پاره بر موج
رها رها رها من
ز من هر آن که او دور
چو دل به سینه نزدیک
به من هر آنکه نزدیک
از او جدا جدا من
نه چشم دل به سویی
نه باده در سبویی
که تر کنم گلویی
به یاد آشنا من
ستاره ها نهفته اند
در آسمان ابری
دلم گرفته ای دوست
هفت سین من تویی من فقط تو رو می خوام
دلم امشب از خدا جز تو هیچی نمی خواد
کاش یکی ما دوتا رو با هم آشتی می داد
شب عیدی آسمون وقتی که میباره
بیش تر از شبای پیش عطر قرآن داره
ببین امشب قلبم مث آیینه روشنه
آیینه ی زلال من دیدن عید من
سال نو یعنی تو وقتی از در تو میای
نذر کردم امشب سفره چیدم که بیای
شب عیدی اسمون وقتی که میباره
بیشتر از شبای پیش عطر قران داره
ببین امشب قلبم مث آیینه روشنه
ایینه زلال من دید عید من
شادی از تقویمم بی تو رفت و برنگشت
انتظارت من کشت تو سالی که گذشت
انروزهایم...!!!
.
که کنارم
بودی...!!!
.
یاد
مهربانیت...!!!
.
دلتنگترم
میکند...!
!!
ozae uni bade kheyli saram sholughe
aslan be kare khodamam nemiresam
bebakhshid doostaye golam
دیوانـــــــــــــــــــ ه نه سکوت . . .
نه موسیقی نه . . .
هیچ چیز. . .
و هیچ چیز این دیوانــــــــــگی را تسکین نمیدهد. . .
جز عطر تنــــــــــت !!!
زندگی همان روزهایی بود
که زود رفتنش را آرزو میکردیم!!!![[تصویر: i9uho3aj6kfe1v871w0.jpg]](http://www.pic.tooptarinha.com/images/i9uho3aj6kfe1v871w0.jpg)
بی قرارم کرده و گفته صبوری بهتر است
توی قرآن خوانده ام ، یعقوب یادم داده است
دلبرت وقتی کنارت نیست ، کوری بهتر است
baz sharmande delam shodam...yebar dg
dg jaye salem mund rush? kuchik tarin jaye salemesh emrooz tarak khordo shekast
chejuri mikhad javabe ashkamo javabe dele daghunamo bede
delam amanat bood amanat dare khubi naboodam khoda jun bebakhshid
khodet tike hasho bezar kenare ham man ke natunestam kari konam
age be jaye in ye sang mizashti injuri nemishod salem tahvilet midadam
ey kash mishode jense tahvil gerefte ro taviz koni
ey kash
....
بفهمی زندگی بی عشق نازیباست
دعایت می کنم با این نگاه خسته، گاهی مهربان باشی
به لبخندی تبسم را به لب های عزیزی هدیه فرمایی
بیابی کهکشانی را درون آسمان تیره شب ها
بخوانی نغمه ای با مهر
دعایت می کنم، در آسمان سینه ات
خورشید مهری رخ بتاباند
دعایت می کنم، روزی زلال قطره اشکی
بیاید راه چشمت را
سلامی از لبان بسته ات، جاری شود با مهر
دعایت می کنم، یک شب تو راه خانه خود گم کنی
با دل بکوبی کوبه مهمانسرای خالق خود را
دعایت می کنم، روزی بفهمی با خدا
تنها به قدر یک رگ گردن، و حتی کمتر از آن فاصله داری
و هنگامی که ابری، آسمان را با زمین پیوند خواهد داد
مپوشانی تنت را از نوازش های بارانی
دعایت می کنم، روزی بفهمی
گرچه دوری از خدا، اما خدایت با تو نزدیک است
دعایت می کنم، روزی دلت بی کینه باشد، بی حسد
با عشق، بدانی جای او در سینه های پاک ما پیداست
شبانگاهی، تو هم با عشق با نجوا
بخوانی خالق خود را
اذان صبحگاهی، سینه ات را پر کند از نور
ببوسی سجده گاه خالق خود را
دعایت می کنم، روزی خودت را گم کنی
پیدا شوی در او
دو دست خالیت را پرکنی از حاجت و
با او بگویی:
بی تو این معنای بودن، سخت بی معناست
دعایت می کنم، روزی
نسیمی خوشه اندیشه ات را
گرد و خاک غم بروباند
کلام گرم محبوبی
تو را عاشق کند بر نور
دعایت می کنم، وقتی به دریا می رسی
با موج های آبی دریا به رقص آیی
و از جنگل، تو درس سبزی و رویش بیاموزی
بسان قاصدک ها، با پیامی نور امیدی بتابانی
لباس مهربانی بر تن عریان مسکینی بپوشانی
به کام پرعطش، یک جرعه آبی بنوشانی
دعایت می کنم، روزی بفهمی
در میان هستی بی انتها باید تو می بودی
بیابی جای خود را در میان نقشه دنیا
برایت آرزو دارم
که یک شب، یک نفر با عشق در گوش تو
اسم رمز بگذشتن ز شب، دیدار فردا را به یاد آرد
دعایت می کنم، عاشق شوی روزی
بگیرد آن زبانت
دست و پایت گم شود
رخساره ات گلگون شود
آهسته زیر لب بگویی، آمدم
به هنگام سلام گرم محبوبت
و هنگامی که می پرسد ز تو، نام و نشانت را
ندانی کیستی
معشوق عاشق؟
عاشق معشوق؟
آری، بگویی هیچ کس
دعایت می کنم، روزی بفهمی ای مسافر، رفتنی هستی
ببندی کوله بارت را
تو را در لحظه های روشن با او
دعایت می کنم ای مهربان همراه
تو هم ای خوب من
گاهی دعایم کن
(تقدیم به خودم)
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |